السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
825
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
شخص محرم پرندهء بزرگى را در خارج از حرم بكشد ، بايد به عنوان كفّاره يك گوسفند بدهد ، اگر در حرم مرتكب شده باشد ، كفّارهء او دو برابر است ، اگر جوجهاى را در خارج حرم كشت ، كفّارهاش برّهاى از شير گرفته است و اگر در حرم مرتكب شده باشد ، بايد علاوه بر آن برّه بهاى جوجه را هم بپردازد ، و اگر صيدى كه كشته از وحوش باشد ، در گور خر بايد گاوى را كفّاره بدهد و اگر شتر مرغ باشد بايد يك شتر كفّاره دهد و اگر آهو باشد ، بايد يك گوسفند كفّاره دهد و اگر اين حيوانات را در حرم كشته باشد ، كفّارهاش دو برابر است و بايد آن قربانى را به كعبه رساند و قربانى كند ، و اگر احرامش براى حج باشد ، بايد شترى در منى قربانى كند و اگر احرامش براى عمره باشد ، بايد شترى در مكّه قربانى كند و كفّاره صيد بر عالم و جاهل يكسان است . و آنكه عمدا مرتكب شده باشد ، گناه كرده است و اگر به خطا صيد كرده باشد ، كفّاره بر او واجب نيست ، و اگر شخص آزاد باشد ، دادن كفّاره بر خودش واجب است و اگر برده باشد ، آقايش بايد كفّاره او را بپردازد ، شخص صغير كفّارهاى بر او نيست ، ولى دادن كفّاره بر كبير واجب است و آن كه از چنين كارى ندامت حاصل كرده و توبه كند كيفر آخرت از او ساقط مىشود و آن كه بر اين كار اصرار بورزد ، كيفر آخرت بر او واجب مىگردد . با شنيدن اين پاسخ همه حضّار انگشت حيرت به دندان گزيدند و سكوت كردند ، آنگاه مأمون رو به خويشان خود كرد و گفت : آنچه را كه انكار مىكرديد ، دانستيد ؟ ! سپس به امام جواد نگريست و گفت : اى ابو جعفر آيا دختر مرا خواستگارى مىكنى ؟ امام ( ع ) پذيرفت و خود خطبهء عقد را جارى نمود و مهريهء دختر مأمون را مهر السنة حضرت زهرا ( س ) قرار داد . ديرى نپاييد كه مأمون جشن مفصّلى ترتيب داد و سفرههاى غذا گسترد و هداياى بيشمار بخشيد ، چون جشن به پايان رسيد ، مأمون گفت : اى ابو جعفر ، يحيى از شما پرسشى كرد ، اگر صلاح مىدانيد ، شما هم از او پرسش كنيد ، امام از يحيى پرسيد : آيا از شما سؤالى كنم ؟ يحيى گفت : فدايت شوم بپرس ، اگر پاسخ شما را مىدانستم كه جواب مىگويم و گر نه از دانش شما استفاده مىكنم . امام ( ع ) پرسيد : مرا از مردى خبر ده كه زنى در آغاز روز به او نامحرم است ، چون روز برمىآيد بر او حلال مىشود و به وقت ظهر آن زن بر او حرام مىشود و هنگام